تبليغاتX
تا کرببلا هست زمین را عشق است

 یا امام رضا (ع)


فيلم
 روضه منوره    882 KB
 گنبد الله ورديخان    700 KB
 مسجد بالاسر    594 KB
 محراب سلطان سنجرى    10,834 KB
 مسجد گوهرشاد (نماى درونى)    1,080 KB
 مسجد گوهرشاد (نماى بيرونى)    926 KB
 سنگ تاريخى مضجع منوّر    25,428 KB
 نفايس روضه منوره    9,326 KB

برای تماشای فیلمها احیاج به نرم افزار real media player هست

برای دخیره فیلمها  بر روی دستگاه خود لطفا روی عناوین هر کدام راست کلیک کرده و گزینه Save Target As را انتخاب نماييد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 10:54  توسط عبدالزهرا  | 

نامه امام حسین (ع) به حبیب بن مظاهر


کاروان ابا عبدالله الحسین علیه السلام از مکه تا کربلا، هر روز با ماجرایی روبرو می شود. آن روزی که ابا عبدالله یازده پرچم را به دست هر یک از فرماندهانش داد و دوازدهمین آنها بی هیچ صاحبی بر زمین ماند. چند نفر از اصحاب و یاران حضرت، تقاضای برداشتن آن را کردند. حضرت با ملاطفت و مهربانی تقاضای آنها را نپذیرفت و فرمود: یاتی ایها صاحبتها. صاحب این پرچم خواهد آمد و بدنبال آن نامه ای برای حبیب بن مظاهر نوشت که چنین بود:
از حسین پسر علی ابن ابیطالب به حبیب ابن مظاهر، مردی فقیه و دانشمند.

ای حبیب تو خویشاوندی ما را با رسول خدا خوب میدانی و ما را بهتر از دیگران میشناسی تو انسانی آزاده و غیرتمندی، پس جان خود را از ما دریغ مکن که روز قیامت، رسول خدا پاداش ترا خواهد داد.

این نامه در آن دوران خفتان و وحشت کوفه، به دست حبیب 75 ساله رسید که او همراه همسر سالخورده اش در خانه ای نا معلوم که متعلق به یکی از بستگانشان بود، به سر میبردند.

آن روز درب خانه زده شد، آن دو بر سر سفره نشسته بودند که بار دوم، حبیب خود را به پشت در رساند که از شکاف در، یکی از یاران حضرت را دید که نامه ای به حبیب داد و با سرعت از آنجا رفت. حبیب درب را بست، از دیدن دستخط امام و نام امام چندین بار گریه کرد و نامه را بر روی چشمانش گذاشت.

تا دو سه روز بعد از نامه،به هیچ کس جز همسرش چیزی نگفت، گاهی به فکرش میرسید که از کوفه بگریزد و به حسین برسد ولی این فکر را نیز از همسرش هم مخفی می کرد. تا اینکه روزی با سرزنش همسرش روبروشد که چرا به یاری پسر نمی روی؛ حبیب به او گفت که چنین تصمیمی دارم، ای همسرم به زودی چشمت را روشن خواهم کرد و این محاسن سپید را به خون گلویم رنگین می کنم. حبیب عصر آن روز به صورت ناشناسی از خانه بیرون رفت. با دوست دیرینه خود مسلم بن عوسجه ملاقاتی کرد و قراری گذاشت و اسب و شمشیر خود را به غلامش داد تا در بیرون شهر و پشت نخلستان منتظر او باشد و آنها را به او تحویل دهد. حبیب آن شب با همسرش وداع نمود و خانه را ترک کرد.

شبانه این یاران با هم راهها را می پیمودند و روزها در مخفی گاه بودند تا صبح روز پنجم و یا ششم محرم خیمه هایی از دور پیدا شد که در زیر اشعه آفتاب صبحگاهی می درخشید. چند روزی بود که حسین ابن علی و اهل بیت و دوستانش در آنجا آمده بودند. کربلا آنجا بود که بالاخره به آنجا حبیب رسید.

 

 

ضریح حضرت حبیب ابن مظاهر که در حرم حضرت سید الشهدا(ع) قرار دارد

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 19:52  توسط عبدالزهرا  | 

           عید سیعد فطر برشما عاشقان مبارکباد

                 

               

 مسلمانان روزه دار  كه ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن و آشاميدن و بسيارى از كارهاى مباح ديگر امتناع ورزيده اند، اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستين روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مى‏طلبند، اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است. 
روايت:
 اميرالمؤمنين على(عليه السلام) در يكى از اعياد فطر خطبه اى خوانده‏ اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بيم داده ‏اند:
 اى مردم! اين روز شما روزى است كه نيكوكاران در آن پاداش مى‏گيرند و زيانكاران و تبهكاران در آن مايوس و نااميد مى‏گردند و اين شباهتى زياد به روز قيامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جايگاه نماز عيد شدن به ياد آوريد خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ايستادن در جايگاه نماز به ياد آوريد ايستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت ‏به سوى منازل خود، متذكر شويد بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت‏ برين، اى بندگان خدا، كمترين چيزى كه به زنان و مردان روزه ‏دار داده مى‏شود اين است كه فرشته‏اى در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا مى‏دهد و مى‏گويد:
 «هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته‏ تان آمرزيده شد، پس به فكر آينده خويش باشيد كه چگونه بقيه ايام را بگذرانيد.» 
روز اول ماه شوال را بدين سبب عيد فطر خوانده ‏اند كه در اين روز، امر امساك و صوم از خوردن و آشاميدن برداشته شده و رخصت داده شد كه مؤمنان در روز افطار كنند و روزه خود را بشكنند. 
فطر و فطر و فطور به معناى خوردن و آشاميدن است. 
ابتداى خوردن و آشاميدن را افطار مى‏نامند و از اين رو است كه پس از اتمام روز و هنگامى كه مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، شروع مى‏شود انسان افطار مى‏كند يعنى اجازه خوردن پس از امساك از خوردن به او داده مى‏شود.

 عيد فطر داراى اعمال و عباداتى است كه در روايات معصومين(ع) به آنها پرداخته شده و ادعيه خاصى نيز آمده است.
از سخنان معصومين(ع) چنين مستفاد مى‏شود كه روز عيد فطر، روز گرفتن مزد است. و لذا در اين روز مستحب است كه انسان بسيار دعا كند و به ياد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلى نگذراند و خير دنيا و آخرت را بطلبد.


 و در قنوت نماز عيد مى‏خوانيم:
 «... اسئلك بحق هذا اليوم الذى جعلته للمسلمين عيدا و لمحمد صلى الله عليه و آله ذخرا و شرفا و كرامة و مزيدا ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تدخلنى فى كل خير ادخلت فيه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من كل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتك عليه و عليهم اللهم انى اسالك خير ما سئلك عبادك الصالحون و اعوذ بك مما استعاذ منه عبادك المخلصون‏»
بارالها! به حق اين روزى كه آن را براى مسلمانان عيد و براى محمد(ص) ذخيره و شرافت و كرامت و فضيلت قرار دادى از تو مى‏خواهم كه بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خيرى وارد كنى كه محمد و آل محمد را در آن وارد كردى و از هر سوء و بدى خارج سازى كه محمد و آل محمد را خارج ساختى، درود و صلوات تو بر او و آنها، خداوندا، از تو مى‏طلبم آنچه بندگان شايسته ‏ات از تو خواستند و به تو پناه مى‏برم از آنچه بندگان خالصت‏ به تو پناه بردند.

 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 4:31  توسط عبدالزهرا  | 

انا انزلناه فی لیله القدر.....

شنيده بودم ميگن خدا گفته اگر بنده من 3 بار منو با اسم صدا بزنه من جوابش رو ميدم و خواسته اش رو براورده ميكنم. اما يك سوال براي من پيش اومده بود كه چرا بيشتر وقتها با اينكه خدا رو از ته دل و نيت پاك صدا ميزنيم هيچ جوابي نمي شنويم؟؟؟

مدتها اين سوال فكرم رو مشغول كرده بود تا اينكه يه دوستي غير مستقيم جوابم رو داد.
گفت: وقتي بنده اي خدا رو با نيت پاك و دل صاف صدا ميزنه و چيزي ازش ميخواد، خداوند به فرشته هاش امر ميكنه كه خواسته اين بنده من رو اجابت كنيد اما قبلش يه مدت كوتاهي صبر كنيد ببينيد چقدر ميتونه حرمت نگه داره؟ توي اين مدت گناهي هم انجام ميده يا نه؟ اگر اشتباهي ازش سر نزد اونوقت خواسته اش رو اجابت كنيد...

يه كم كه فكر كردم يعني به خودم و رفتارهام كه فكر كردم ديدم راست ميگه. واسه يه لحظه كه دلمون ميشكنه يا يه گرفتاري گريبانمون رو ميگيره دست به دامن خدا ميشيم اما ممكنه يك ساعت بعد كلا فراموش كنيم چيا به خدا گفتيم و ...

 

التماس دعا

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 7:45  توسط عبدالزهرا  | 

فرا رسیدن ماه رمضان ماه عطوفت الهی و ماه مغفرت و بخشش بر تمامی مسلمانان مبارکباد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 8:0  توسط عبدالزهرا  | 

میلاد منجی عالم بشریت امام زمان (عج) بر تمام منتظران حضرت مبارکباد

 

علائم و نشانه های ظهور حضرت حجت (عج) چیست؟

 

علائم ظهور به دو دسته كلی تقسیم می‌شوند: علائم حتمی و علائم غیر حتمی.

فضیل بن یسار از امام باقر(ع) روایت كرده كه فرمودند:" نشانه‌های ظهور دو دسته است: یكی نشانه‌های غیرحتمی و دیگر نشانه‌های حتمی؛ خروج سفیانی از نشانه‌های حتمی است كه راهی جز آن نیست."(1) منظور از علائم حتمی آن است كه تقدیر قطعی خدا به وقوع آن تعلق گرفته، و مشروط به هیچ قید و شرطی نیست؛ و مقصود از علائم غیر حتمی آن است كه وقوع آن ممكن است مشمول بداء گردد، چرا كه وقوع آن مشروط به شروطی است كه اگر آن شروط تحقق یابد آن علائم واقع می شوند، و اگر آن شروط مفقود باشد، آن علائم نیز تحقق نمی‌یابند. و تنها احتمال وقوع آنها می رود، و قطعی نیستند.

علائم غیر حتمی بسیارند. در اینجا روایت مفصلی از امام صادق (ع) را ذکر می نماییم كه تعداد بسیاری از علائم غیرحتمی را برشمرده است. این روایت را با تغییرات اندكی از كتاب "یكصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (عج)" نوشته علیرضا رجالی تهرانی نقل می كنیم. شایان ذکر است که با مطالعه این روایت در می یابیم که شباهت های زیادی با شرائط زمان ما دارد.

در این روایت، امام صادق (ع) به یكی از یاران خود فرمودند: هر گاه دیدی كه حق بمیرد و طرفدارانش نابود شوند؛ و ظلم و ستم فراگیر شده است؛ و قرآن فرسوده و بدعت‌هایی از روی هوا و هوس در مفاهیم آن به وجود آمده است؛ و دیدی دین خدا، عملاً، تو خالی شده، همانند ظرفی كه آن را واژگون سازند! و همچنین هرگاه دیدی كه اهل باطن بر اهل حق پیشی گرفته‌اند؛ و كارهای بد آشكار شده و از آن نهی نمی‌شود، و بد كاران بازخواست نمی‌شوند؛ و مردان به مردان و زنان به زنان اكتفا می‌كنند. و هنگامی كه دیدی ‌افراد با ایمان سكوت كرده، و سخنشان را نمی‌پذیرند؛ و دیدی كه شخص بدكار دروغ گوید، و كسی دروغ و نسبت ناروای او را رد نمی‌كند؛ و دیدی كه بچه‌ها به بزرگان احترام نمی‌گذارند؛ و قطع رحم می شود.

و وقتی دیدی كه بد كار را ستایش كنند و او شاد شود، و سخن بدش به او برنگردد؛و دیدی كه نوجوانان پسر همان كنند كه زنان كنند [ یعنی به مانند آنان خود را زینت می كنند]؛ و زنان با زنان ازدواج كنند. و هنگامی كه دیدی انسان ها اموال خود را در غیر اطاعت خدا مصرف می‌كنند و كسی مانع آنها نمی‌شود؛ و دیدی كه افراد با دیدن كار و تلاش مؤمنانه [ از آن تعجب می كنند] و به خدا پناه می‌برند. و دیدی كه مداحی دروغین از اشخاص زیاد شود؛ و همسایه همسایه خود را اذیت می‌كند و از آن جلوگیری نشود؛ و دیدی كه كافران از صعوبت زندگی مؤمن، شاد می شوند؛ و دیدی مردم شراب را آشكار می ‌آشامند، و برای نوشیدن آن كنار هم می‌نشینند و از خداوند متعال نمی‌ترسند؛ و‌ كسی كه امر به معروف می‌كند خوار و ذلیل است.

و همچنین هنگامی كه دیدی آدم بدكار در چیزی مورد ستایش است كه خداوند آن را دوست ندارد؛ و دیدی كه اهل قرآن و دوستان آنها خوارند؛ و راه نیك بسته و راه بد باز است؛ و دیدی كه انسان ها به زبان می‌گویند، ولی عمل نمی‌كنند. و وقتی دیدی خانه كعبه تعطیل شده، و به تعطیلی آن دستور داده می‌شود؛ و مؤمن، خوار و ذلیل شمرده شود؛ بدعت و زنا آشكار شود؛ و مردم به شهادت و گواهی ناحق اعتماد كنند.و دیدی كه حلال حرام، و حرام حلال می شود؛ و دین بر اساس میل اشخاص معنی می شود، و كتاب خدا و احكام آن تعطیل می گردد؛ وجرأت بر گناه آشكار شود، و دیگر كسی برای انجام آن منتظر تاریكی شب نگردد.و آنگاه كه دیدی مؤمن نتواند نهی از منكر كند مگر در قلبش؛و ثروت بسیار زیاد در راه خشم خدا خرج گردد؛ و سردمداران به كافران نزدیك شوند و از نیكوكاران دور شوند؛و والیان در قضاوت رشوه بگیرند؛ و پست های مهم والیان بر اساس مزایده است، نه بر اساس شایستگی . و آن زمان كه دیدی مردم را به تهمت و یا سوء ظن بكشند؛ و هنگامی كه زن بر شوهر خود مسلط شود و كارهایی كه مورد خشنودی شوهر نیست انجام می‌دهد و به شوهرش خرجی می‌دهد. و همچنین آنگاه كه دیدی سوگند های دروغ به خدا بسیار گردد؛ و آشكارا قماربازی ‌شود؛ و مشروبات الكلی به طور آشكار بدون مانع خرید و فروش می‌شود. و وقتی دیدی كه مردم محترم توسط حاكمان ظالم خوار شوند؛ و نزدیك ترین مردم به فرمانداران آنانی هستند كه به ناسزاگویی به ما خانواده عصمت (ع)، ستایش شوند؛ و هر كس ما را دوست دارد او را دروغگو خوانده، و گواهی اش را قبول نمی‌كنند. و آنگاه كه دیدی مردم در گفتن سخن باطل و دروغ با هم رقابت می كنند؛ و شنیدن سخن حق بر مردم سنگین، ولی شنیدن باطل برایشان آسان است؛ و دیدی كه همسایه از ترس زبان همسایه به او احترام می‌كند. و وقتی دیدی حدود الهی تعطیل شود، و طبق هوا و هوس عمل گردد؛ و دیدی كه مسجدها طلا كاری (زینت داده) شود؛ و دیدی كه‌ راستگوترین مردم نزد آنها مفتری و دروغگو است. هنگامی كه دیدی بدكاری آشكار شده، و برای سخن چینی كوشش می‌شود؛ و‌ ستم و تجاوز شایع شده است؛ و غیبت، سخن خوش آنها شود و بعضی بعض دیگر را به آن بشارت دهند. وقتی دیدی حج و جهاد برای خدا نیست؛ و‌ سلطان به خاطر كافر، شخص مؤمن را خوار كند؛ و خرابی بیشتر از آبادی است؛ و معاش انسان از كم فروشی به دست می‌آید؛ و خون ریزی آسان گردد؛ و مرد به خاطر دنیایش ریاست می‌كند. و هنگامی كه دیدی مردم نماز را سبك شمارند؛ و‌ انسان ثروت زیادی جمع كرده، ولی از آغاز آن تا آخر، زكاتش را نداده است؛ و‌ قبر مرده‌ها را بشكافند و آنها را اذیت كنند؛ و هرج و مرج بسیار شود؛ و‌ مرد روز خود را با مستی به شب می‌رساند، و شب خود را نیز به همین منوال صبح می كند، و هیچ اهمیتی به آیین مردم ندهد. آنگاه كه با حیوانات آمیزش ‌شود؛ و مرد به مسجد (محل نماز) می‌رود و وقتی برمی‌گردد لباس در بدن ندارد؛ [ یعنی لباسش را دزدیده اند]. هنگامی كه دیدی حیوانات همدیگر را بدرند؛ و دل های مردم سخت، و دیدگانشان خشك، و یاد خدا برایشان گران است؛ و بر سر كسب های حرام آشكارا رقابت می‌كنند؛ و دیدی كه نمازخوان برای خودنمایی نماز می‌خواند؛ و فقیه برای دین خدا فقه نمی‌آموزد، و‌ مردم در اطراف قدرتمندان هستند؛ و طالب حلال، مذمت و سرزنش می‌شود، و طالب حرام، ستایش و احترام می‌گردد. آنگاه كه در مكه و مدینه كارهایی می‌كنند كه خدا دوست ندارد، و كسی از آن جلو گیری نمی‌كند، و هیچ كس بین آنها و كارهای بدشان مانع نمی‌شود؛ و آلات موسیقی و لهو و لعب در مدینه و مكه آشكار گردد؛ و مرد سخن حق گوید و امر به معروف و نهی از منكر كند، ولی دیگران او را از این كار برحذر می‌دارند. هنگامی كه دیدی مردم به همدیگر نگاه می‌كنند [ یعنی چشم همچشمی می كنند، یا معیارشان بر خوب و بد اعمال خدا نیست]، و از مردم بدكار پیروی نمایند؛ و راه نیك پیرو ندارد؛ و مرده را مسخره كنند و كسی برای او اندوهگین نشود؛ و دیدی كه سال به سال بدعت و بدی ها بیشتر شود؛ و مردم جز از سرمایه داران پیروی نكنند؛ و‌ به فقیر چیزی را دهند كه برایش بخندند، ولی در راه غیرخدا ترحم می كنند. وقتی كه دیدی علائم آسمانی آشكار شود، و كسی از آن نگران نشود؛ و مردم مانند حیوانات در انظار یكدیگر عمل خلاف عفت انجام می دهند و كسی از ترس مردم از آن جلو گیری نمی‌كند؛ و انسان در راه غیر خدا بسیار خرج كند، ولی در راه خدا از اندك هم مضایقه دارد. وآنگاه كه دیدی عقوق پدر و مادر رواج دارد، و فرزندان هیچ احترامی برای آنها قائل نیستند، بلكه نزد فرزند از همه بدترند. هنگامی كه دیدی زن ها بر مسند حكومت بنشینند و هیچ كاری جز خواسته آنها پیش نرود، و دیدی پسر به پدرش نسبت دروغ بدهد، پدر و مادر را نفرین كند و از مرگشان شاد شود؛ و دیدی كه اگر روزی بر مردی بگذرد، و او در آن روز گناه بزرگی مانند بدكاری‌، كم فروشی، و زشتی انجام نداده ناراحت است. و وقتی دیدی قدرتمندان، غذای عمومی مردم را احتكار می كنند؛ و‌ اموال خمس در راه باطل تقسیم گردد، و با آن قماربازی و شراب خواری شود، و به وسیله شراب بیمار را مداوا، و برای بهبودی، آن را تجویز كنند؛و دیدی كه مردم در امر به معروف و نهی از منكر و ترك دین بی تفاوت و یكسانند؛ و دیدی كه سر و صدای منافقان بر پا، اما صدای حق طلبان خاموش است؛ و دیدی كه برای اذان و نماز مزد می‌گیرند؛ و مسجدها پر است از كسانی كه از خدا نمی ترسند و غیبت هم می نمایند.هنگامی كه دیدی خورندگان اموال یتیم ستوده شوند؛ و قاضیان بر خلاف دستور خداوند قضاوت كنند؛ و استانداران از روی طمع، خائنان را امین خود قرار دهند؛ و فرمانروایان میراث مستضعفان را در اختیار بدكاران از خدا بی خبر قرار دهند؛ و دیدی كه بر روی منبرها از پرهیزكاری سخن می‌گویند، ولی گویندگان آن پرهیزكار نیستند. و بالاخره هنگامی كه دیدی صدقه را با وساطت دیگران، بدون رضای خداوند، و به خاطر درخواست مردم بدهند؛ و دیدی وقت نمازها را سبك بشمارند؛ و همّت وهدف مردم شكم و شهوتشان است؛ و دنیا به آنها روی كرده است؛ و دیدی نشانه‌های برجسته حق ویران شده است؛[آن وقت آخرالزمان است] در این وقت خود را حفظ كن و از خدا بخواه كه از خطرات گناه نجاتت بدهد. (2)این بود روایت امام صادق (ع) كه به ذكر گوشه‌ای از مفاسد جهان در آستانه قیام و انقلاب بزرگ حضرت مهدی (عج) فرا گیر خواهد شد.

و اما "علائم حتمی الوقوع" ظهور با استفاده از روایات معصومین علیهم السلام، اندك است. در روایتی امام صادق(ع) می فرمایند: « پیش از ظهور قائم (عج) پنج نشانه حتمی است: قیام یمانی، فتنه سفیانی، صیحه آسمانی،‌ قتل نفس زكیه و شكافتن زمین و فرو رفتن عده ای در بیابان.»(3)

همچنین امام صادق علیه السلام فرموده است: « وقوع ندا [ی آسمانی] از امور حتمی است؛ و سفیانی از امور حتمی است و یمانی از امور حتمی است و كشته شدن نفس زكیه از امور حتمی است و كف دستی كه از افق آسمان برون آید از امور حتمی است. و سپس اضافه فرمودند: « و نیز وحشتی در ماه رمضان است كه خفته را بیدار كند و شخص بیدار را به وحشت انداخته و دوشیزگان پرده نشین را از پشت پرده بیرون می‌آورد.»(4)

امیرالمؤمنین (ع) از رسول خدا(ص) روایت نموده كه فرمودند: « ده چیز است كه پیش از قیامت حتماً به وقوع خواهد پیوست: فتنه سفیانی و دجال، واقعه دخان [دود]، ظهور دابه، خروج قائم، طلوع خورشید از مغرب، رجعت عیسی، خسوف در مشرق، خسوف در جزیرة العرب، و آتشی كه از مركز عدن شعله می‌كشد و مردم را به سوی بیابان محشر هدایت می‌كند.»(5)

امام محمد باقر(ع) فرموده است:« در كوفه، پرچم های سیاهی كه از خراسان بیرون آمده است، فرود می‌آید و وقتی مهدی(ع) ظاهر شد، برای بیعت گرفتن به سوی آن می‌فرستد.»(6)

قابل ذکر است که وقوع این علائم مختص به یک منطقه و کشور نمی باشد بلکه مربوط به کل دنیا است. یعنی این علائم در کل جهان به وقوع می پیوندد.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 3:7  توسط عبدالزهرا  | 
دوستان سلام

نمیدونم حالم رو الان چطوری وصف کنم.ولی از خوشحالی دارم بال در میارم.

آخه فردا مسافر کربلا هستم اگر خدا عنایت کنه.ارباب این نوکر حقیر سرا پا تقصیر رو طلبیده.

نمیدونم چی باید بگم.....

اگر لایق باشم نایب الزیاره تمامی دوستان هستم بالاخص بچه های وبلاگ نویس مذهبی

انشا الله همگی دسته جمعی قسمتمون بشه....

به یاد تک تک شما دوستان هستم .

التماس دعا

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 15:32  توسط عبدالزهرا  | 

شهادت امام موسی کاظم (ع) برتمامی شیعیان جهان تسلیت باد

 

حضرت امام موسی بن جعفر ( ع )


نام امام هفتم ما ، موسی و لقب آن حضرت کاظم ( ع ) کنيه آن امام " ابوالحسن " و " ابوابراهيم " است . شيعيان و دوستداران لقب " باب الحوائج " به آن حضرت داده اند . تولد امام موسی  کاظم ( ع ) روز يکشنبه هفتم ماه صفر سال 128هجری در " ابواء " اتفاق افتاد . دوران امامت امام هفتم حضرت موسی بن جعفر ( ع ) مقارن بود با سالهای  آخر خلافت منصور عباسی و در دوره خلافت هادی و سيزده سال از دوران خلافت هارون که سخت ترين دوران عمر آن حضرت به شمار است . امام موسی  کاظم ( ع ) از حدود 21سالگی بر اثر وصيت پدر بزرگوار و امر خداوند متعال به مقام بلند امامت رسيد ، و زمان امامت آن حضرت سی و پنج سال و اندکی بود و مدت امامت آن حضرت از همه ائمه بيشتر بوده است ، البته غير از حضرت ولی عصر (عج ).

 

صفات ظاهری و باطنی و اخلاق آن حضرت


حضرت کاظم ( ع ) دارای قامتی معتدل بود . صورتش نورانی و گندمگون و رنگ مويش سياه و انبوه بود . بدن شريفش از زيادی عبادت ضعيف شد ، ولی همچنان روحی قوی و قلبی  تابناک داشت . امام کاظم به تصديق همه مورخان ، به زهد و عبادت بسيار معروف بوده است . موسی بن جعفر از عبادت و سختکوشی به " عبد صالح " معروف و در سخاوت و بخشندگی مانند نياکان بزرگوار خود بود . بدره های ( کيسه های ) سيصد ديناری و چهارصد ديناری  و دو هزار ديناری مي آورد و بر ناتوانان و نيازمندان تقسيم مي کرد . از حضرت موسی کاظم روايت شده است که فرمود : " پدرم ( امام صادق (ع ) ) پيوسته مرا به سخاوت داشتن و کرم کردن سفارش مي کرد " . امام ( ع ) با آن کرم و بزرگواری و بخشندگی خود لباس خشن بر تن مي کرد ، چنانکه نقل کرده اند : " امام بسيار خشن پوش و روستايی لباس بود " و اين خود نشان ديگری است از بلندی  روح و صفای باطن و بي اعتنايی آن امام به زرق و برقهای  گول زننده دنيا . امام موسی کاظم ( ع ) نسبت به زن و فرزندان و زيردستان بسيار با عاطفه و مهربان بود . هميشه در انديشه فقرا و بيچارگان بود ، و پنهان و آشکار به آنها کمک مي کرد . برخی از فقرای مدينه او را شناخته بودند اما بعضی - پس از تبعيد حضرت از مدينه به بغداد - به کرم و بزرگواريش پی بردند و آن وجود عزيز را شناختند . امام کاظم ( ع ) به تلاوت قرآن مجيد انس زيادی داشت . قرآن را با صدايی حزين و خوش تلاوت مي کرد . آن چنان که مردم در اطراف خانه آن حضرت گرد مي آمدند و از روی  شوق و رقت گريه مي کردند . بدخواهانی بودند که آن حضرت و اجداد گراميش را - روی در روی - بد مي گفتند و سخنانی دور از ادب به زبان مي راندند ، ولی  آن حضرت با بردباری و شکيبايی با آنها روبرو مي شد ، و حتی  گاهی با احسان آنها را به صلاح مي آورد ، و تنبيه مي فرمود . تاريخ ، برخی از اين صحنه ها را در خود نگهداشته است . لقب " کاظم " از همين جا پيدا شد . کاظم يعنی : نگهدارنده و فروخورنده خشم . اين رفتار در برابر کسی يا کسانی بوده که از راه جهالت و نادانی  يا به تحريک دشمنان به اين کارهای زشت و دور از ادب دست مي زدند . رفتار حکيمانه و صبورانه آن حضرت ( ع ) کم کم ، بر آنان حقانيت خاندان عصمت و اهل بيت ( ع ) را روشن مي ساخت ، اما آنجا که پای گفتن کلمه حق - در برابر سلطان و خليفه ستمگری - پيش مي آمد ، امام کاظم ( ع ) مي فرمود : " قل الحق و لو کان فيه هلاکک " يعنی : حق را بگو اگرچه آن حقگويی موجب هلاک تو باشد . ارزش والای حق به اندازه ای است که بايد افراد در مقابل حفظ آن نابود شوند . در فروتنی  - مانند صفات شايسته ديگر خود - نمونه بود . با فقرا مي نشست و از بينوايان دلجويی مي کرد . بنده را با آزاد مساوی مي دانست و مي فرمود همه ، فرزندان آدم و آفريده های خدائيم . از ابوحنيفه نقل شده است که گفت : " او را در کودکی ديدم و از او پرسشهايی کردم چنان پاسخ داد که گويی از سرچشمه ولايت سيراب شده است . براستی  امام موسی بن جعفر ( ع ) فقيهی  دانا و توانا و متکلمی مقتدر و زبردست بود " . محمد بن نعمان نيز مي گويد : " موسی بن جعفر را دريايی بي پايان ديدم که مي جوشيد و مي خروشيد و بذرهای دانش به هر سو مي پراکند " .

 

امام ( ع ) در سنگر تعليم حقايق و مبارزه

 
نشر فقه جعفری و اخلاق و تفسير و کلام که از زمان حضرت صادق ( ع ) و پيش از آن در زمان امام محمد باقر ( ع ) آغاز و عملی شده بود ، در زمان حضرت امام موسی کاظم ( ع ) نيز به پيروی از سيره نياکان بزرگوارش همچنان ادامه داشت ، تا مردم بيش از پيش به خط مستقيم امامت و حقايق مکتب جعفری آشنا گردند ، و اين مشعل فروزان را از ورای اعصار و قرون به آيندگان برسانند . خلفای عباسی بنا به روش ستمگرانه و زياده روی در عيش و عشرت ، هميشه درصدد نابودی بنی  هاشم بودند تا اولاد علی ( ع ) را با داشتن علم و سيادت از صحنه سياست و تعليم و ارشاد کنار زنند ، و دست آنها را از کارهای کشور اسلامی  کوتاه نمايند . اينان برای اجراء اين مقصود پليد کارها کردند ، از جمله : چند تن از شاگردان مکتب جعفری را تشويق نمودند تا مکتبی در برابر مکتب جعفری  ايجاد کنند و به حمايتشان پرداختند . بدين طريق مذاهب حنفی ، مالکی ، حنبلی و شافعی هر کدام با راه و روش خاص فقهی پايه ريزی شد . حکومتهای وقت و بعد از آن - برای دست يابی  به قدرت - از اين مذهبها پشتيبانی کرده و اختلاف آنها را بر وفق مراد و مقصود خود دانسته اند . در سالهای آخر خلافت منصور دوانيقی که مصادف با نخستين سالهای امامت حضرت موسی بن جعفر ( ع ) بود " بسياری از سادات شورشی - که نوعا از عالمان و شجاعان و متقيان و حق طلبان اهل بيت پيامبر ( ص ) بودند و با امامان نسبت نزديک داشتند - شهيد شدند . اين بزرگان برای دفع ستم و نشر منشور عدالت و امر به معروف و نهی  از منکر ، به پا مي خاستند و سرانجام با اهداء جان خويش ، به جوهر اصلی تعاليم اسلام جان مي دادند ، و جانهای خفته را بيدار مي کردند . طلوعها و غروبها را در آباديهای اسلامی به رنگ ارغوانی درمي آوردند و بر در و ديوار شهرها نقش جاويد مي نگاشتند و بانگ اذان مؤذنان را بر مأذنه های مساجد اسلام شعله ور مي ساختند " . در مدينه از کارگزاران مهدی عباسی فرزند منصور دوانيقی در عمل ، همان رفتار زشت دودمان سياه بنی اميه را پيش گرفتند ، و نسبت به آل علی ( ع ) آنچه توانستند بدرفتاری  کردند . داستان دردناک " فخ " در زمان هادی عباسی  پيش آمد . علت بروز اين واقعه اين بود که " حسين بن علی بن عابد " از اولاد حضرت امام حسن ( ع ) که از افتخارات سادات حسنی و از بزرگان علمای مدينه و رئيس قوم بود ، به ياری عده ای از سادات و شيعيان در برابر بيدادگری  " عبدالعزيز عمری " که مسلط بر مدينه شده بود ، قيام کردند و با شجاعت و رشادت خاص در سرزمين فخ عده زيادی از مخالفان را کشتند ، سرانجام دشمنان دژخيم اين سادات شجاع را در تنگنای محاصره قرار دادند و به قتل رساندند و عده ای را نيز اسير کردند . مسعودی مي نويسد : بدنهايی که در بيابان ماند طعمه درندگان صحرا گرديد . سياهکاريهای بنی  عباس منحصر به اين واقعه نبود . اين خلفای ستمگر صدها سيد را زير ديوارهای  و ميان ستونها گچ گرفتند ، و صدها تن را نيز در تاريکی  زندانها حبس کردند و به قتل رساندند . عجب آنکه اين همه جنايتها را زير پوشش اسلامی و به منظور فروخواباندن فتنه انجام مي دادند . حضرت موسی بن جعفر ( ع ) را هرگز در چنين وضعی و با ديدن و شنيدن آن همه مناظر دردناک و ظلمهای  بسيار ، آرامشی نبود . امام به روشنی مي ديد که خلفای  ستمگر در پی تباه کردن و از بين بردن اصول اسلامی و انساني اند . امام کاظم ( ع ) سالها مورد اذيت و آزار و تعقيب و زجر بود ، و در مدتی که از۴ سال تا ۱۴ سال نوشته اند تحت نظر و در تبعيد و زندانها و تک سلولها و سياهچالهای بغداد - در غل و زنجير - به سر مي برد . امام موسی  بن جعفر ( ع ) بي آنکه - در مراقبت از دستگاه جبار هارونی - بيمی بدل راه دهد به خاندان و بازماندگان سادات رسيدگی مي کرد و از گردآوری و حفظ آنان و جهت دادن به بقايای آنان غفلت نداشت .

 

زنان و فرزندان حضرت موسی بن جعفر ( ع )


تعداد زوجات حضرت موسی بن جعفر ( ع ) روشن نيست . بيشتر آنها از کنيزان بودند که اسير شده و حضرت موسی کاظم ( ع ) آنها را مي خريدند و آزاد کرده يا عقد مي بستند . نخستين زوجه آن حضرت " تکتم " يا " حميده " يا " نجمه " دارای  تقوا و فضيلت بوده و زنی بسيار عفيفه و بزرگوار و مادر امام هشتم شيعيان حضرت رضا ( ع ) است . فرزندان حضرت موسی  بن جعفر را ۳۷تن نوشته اند : ۱۹پسر و ۱۸دختر که ارشد آنها حضرت علی بن موسی  الرضا ( ع ) وصی و امام بعد از آن امام بزرگوار بوده است . حضرت احمد بن موسی ( شاهچراغ ) که در شيراز مدفون است . حضرت محمد بن موسی نيز که در شيراز مدفون است . حضرت حمزه بن موسی که در ری مدفون مي باشد . از دختران آن حضرت ، حضرت فاطمه معصومه در قم مدفون است ، و قبه و بارگاهی با عظمت دارد . ساير اولاد و سادات موسوی هريک مشعلدار علم و تقوا در زمان خود بوده اند ، که در گوشه و کنار ايران و کشورهای اسلامی پراکنده شده ، و در همانجا مدفون گرديده اند ، روحشان شاد باد .

صفات و سجايای حضرت موسی بن جعفر ( ع )


موسی بن جعفر ( ع ) به جرم حقگويی و به جرم ايمان و تقوا و علاقه مردم زندانی شد . حضرت موسی  بن جعفر را به جرم فضيلت و اينکه از هارون الرشيد در همه صفات و سجايا و فضائل معنوی برتر بود به زندان انداختند . شيخ مفيد درباره آن حضرت مي گويد : " او عابدترين و فقيه ترين و بخشنده ترين و بزرگ منش ترين مردم زمان خود بود ، زياد تضرع و ابتهال به درگاه خداوند متعال داشت . اين جمله را زياد تکرار مي کرد : " اللهم انی أسألک الراحة عند الموت و العفو عند الحساب " ( خداوندا در آن زمان که مرگ به سراغم آيد راحت و در آن هنگام که در برابر حساب اعمال حاضرم کنی عفو را به من ارزانی دار ) . امام موسی  بن جعفر ( ع ) بسيار به سراغ فقرا مي رفت . شبها در ظرفی پول و آرد و خرما مي ريخت و به وسايلی به فقرای مدينه مي رساند ، در حالی که آنها نمي دانستند از ناحيه چه کسی است . هيچکس مثل او حافظ قرآن نبود ، با آواز خوشی قرآن مي خواند ، قرآن خواندنش حزن و اندوه مطبوعی به دل مي داد ، شنوندگان از شنيدن قرآنش مي گريستند ، مردم مدينه به او لقب " زين المجتهدين " داده بودند . مردم مدينه روزی که از رفتن امام خود به عراق آگاه شدند ، شور و ولوله و غوغايی عجيب کردند . آن روزها فقرای  مدينه دانستند چه کسی شبها و روزها برای دلجويی به خانه آنها مي آمده است .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 2:44  توسط عبدالزهرا  | 

میلاد مولی الموحدین حضرت علی (ع) برتمامی شیعیان جهان مبارکباد

 

اگر آتش به زیر پوست داری

                                   نسوزی گر علی (ع) را دوست داری

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 7:40  توسط عبدالزهرا  | 
ماه رجب از راه رسید.

ماهی که از بیان فضیلتش عقل و فکر عاجز است.

ماهی که در های رحمت پروردگار باز است و گناهان به راحتی محو میشود.

ماهی است که مولودش برترین انسان خداوند است.انسانی که آئینه تمام نمای ذات حق است.

ماه رجب ماه امیر المومنین علی (ع) است.

سلام دوستان

این ماه چون مزین بنام مولی الموحدین حضرت علی (ع) است لذا تصمیم گرفتم بعنوان هدیه به دوستان مجموعه ای از سخنرانیهای استاد آیت الله فاطمی نیا را در این پست قرار بدم.

امیدوارم مورد رضایت تمامی بزرگواران قرار بگیره و این حقیر رو از دعای خیرشون در ماه رجب فراموش نکنن.انشا الله

 

سخنرانیهای استاد آیت الله فاطمی نیا

...........................................

فضائل امام علی (ع) (1) 

فضائل امام علی (ع) (2) 

ماه مبارک رمضان 

عرفان عملی و سلوکی 

امام علی (ع) 

هدایت عامه 

نزول قرآن 

تشبیه امام زمان (عج) به آب 

ترک غیبت و گناه 

ترک گناه 

مصداق های پیامبر اکرم (ص) و امام علی (ع) 

مدخل های تفسیری قرآن کریم (1) 

مدخل های تفسیری قرآن کریم (2) 

فاصله شدن خدا بین آدم و قلب او 

حلم و بردباری 

تکبر و غرور 

اخلاق (1) 

اخلاق (2) 

اخلاق در قرآن (1) 

اخلاق در قرآن (2) 

مسخره کردن و استغفار 

تجسس 

نشانه های فقیه بزرگ 

امامت  

 ....................................................................................

برای دانلود مطالب روی گزینه ها راست کلیک کرده و  گزینه SAVE TARGET AS را بزنید.

.....................................................................................

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 10:20  توسط عبدالزهرا  |